*رانندگی کودکان با موتور؛ وقتی «بیقانونی» در خانه آموزش میبیند!
✍🏻خبرنگار؛مریم بردستانی
✍🏻خبرنگار؛مریم بردستانی
در سالهای اخیر، پدیدهای نگران کننده در شهرها و روستاها ریشه دوانده است که فراتر از یک مسئله ترافیکی، به یک «بحران تربیتی و اجتماعی» تبدیل شده است: حضور گسترده کودکان و نوجوانان زیر سن قانونی بر روی صندلی (زین) موتورسیکلتها.
گذری کوتاه در کوچهها و خیابانهای شهر، چشم ما را با صحنههایی تکاندهنده روبرو میکند؛ کودکان خردسالی که بدون هیچگونه آشنایی با علائم راهنمایی و رانندگی و بدون رعایت کوچکترین استانداردهای ایمنی، در هر لحظه و از هر مسیری بهطور ناگهانی مقابل خودروها میپیچند.
باعث تأمل و تأسف است که در بسیاری از خانوادهها، بهجای نگرانی از جان فرزندان، شاهد خوشحالی پدر و مادرانی هستیم که از «مهارت» فرزندشان در موتورسواری لذت میبرند. اما حقیقت تلخ این است که وقتی والدین با لبخند کلید موتور را به دست کودکی میسپارد، در واقع در حال آموزش «بیقانونی» به اوست. این رفتارها باعث میشود مفهوم قانون و نظم در ذهن کودک کمرنگ شده و بیتوجهی به مقررات، در وجود آنها نهادینه شود؛ میراثی که در آینده، آنها را به شهروندانی بیمسئولیت و متخلف تبدیل خواهد کرد.
در حالی که این اتفاقات در تمام کوچهها و یا حتی خارج از شهر رخ میدهد، جای یک سؤال اساسی باقی است: نهادهای نظارتی و انتظامی کجا هستند؟ فقدان برخورد قاطع و نبود تدابیر بازدارنده، این پیام را به جامعه منتقل میکند که رانندگی کودکان «جرم» نیست. تا آن زمان که والدین متوجه خطرات جانی و تربیتی این اقدام شوند و نهادهای مربوطه با نظارتی سختگیرانه مانع این هرجومرج شوند، هر لحظه احتمال وقوع حادثهای جبرانناپذیر وجود دارد. آیا باید منتظر فاجعهای باشیم تا متوجه شویم که موتورسواری کودکان، «مهارت» نیست، بلکه «بازی با مرگ» است؟
